تبلیغات
مدیریت اسلامی - چرا روحانی؟

تحقق مدیریت اسلامی

چرا روحانی؟

 

نتایج انتخابات ریاست جمهوری همه را شگفت زده کرد. هیچ کس حتی خود آقای روحانی هم  فکر نمی کرد که به عنوان رئیس جمهور آینده انتخاب شود. تقریبا تمام نظر سنجی ها خلاف این را نشان می دادند که این خود اعتبار نظر سنجی ها را زیر سوال می برد که البته باید این را هم در نظر گرفت که بیشتر نظرسنجی ها قبل از انصراف عارف انجام گرفته بود چرا که پس از انصراف عارف موج برگشت و سبد آراء تغییر یافت. به هر حال  به نظر می رسد این نتیجه و این حماسه سیاسی پیروان انقلاب و امام را نسبت به آینده کمی نگران کرده است. این نتیجه غیر قابل باور  دلایلی دارد که در این مقاله به آنها پرداخته می شود:

1-     توهم پیروزی:

پس از انتخابات 88 اصولگرایان دچار غرور کاذب شدند و فکر کردند که دیگر دولت تا مدتها در دست آنها خواهد بود. این امر به قدری مسلم فرض شد که حداد عادل قبل از کناره گیری بیان کرد که پیروزی اصولگرایان حتمی است. توهم پیروزی همیشگی باعث شکست اصولگرایان گردید. توهم پیروزی، توهمی است که بر پایه نشانه های ابتدایی پیروزی شکل می گیرد و قبل از وقوع نتیجه حتمی باعث غفلت می گردد که باعث کم کاری، سستی و غفلت می شود. همین توهم پیروزی بود که باعث گردید مسلمانان در صدر اسلام در جنگ احد با دیدن اولین نشانه های پیروزی کار را تمام شده فرض نمایند و درنهایت شکست بخورند. در انتخابات هم با مراجعه به نظر سنجی ها کار تمام شده فرض شد و پیروزی حتمی فرض گردید. همین توهم باعث شد پرنده حکومت در انتخابات به راحتی با یک غفلت  از دست اصولگرایان پرواز کند.( ان الله لا یحب کل مختال فخور)

2-    عدم انسجام اصولگرایان در آرایش انتخاباتی:

این عدم انسجام و وجود کاندیداهای مختلف باعث پراکندگی آراء شد. البته ممکن است گفته شود که حتی مجموع آراء پنج کاندیدای دیگر هم به اندازه آرای آقای روحانی نبود و لذا اگر اصولگرایان یک کاندیدا داشتند باز هم شکست می خوردند. این تحلیل اشتباه است زیرا اگر انسجام وجود داشت این خود باعث هم افزایی و افزایش تصاعدی آراء می شد همان طوری که در انتخابات 84 و 88 این مطلب را ثابت می کند که اگر انسجام جبهه اصولگرایی باشد افزایش آراء به صورت فزاینده خواهد بود. عموما مردم تابع انسجام و وحدت هستند تا تابع کثرت و تفرقه.

3-    اقدامات نادرست اصولگرایان در دولت دهم:

اقدامات نادرست و عملکرد اشتباه هم شامل دولت و هم شامل سایر اصولگرایان می شود. اقدامات متکبرانه و خود سرانه آقای احمدی نژاد روز به روز او را از مبانی دولت سوم تیر جدا کرد و هر روز زاویه او بیشتر می شد. همین امر باعث شد که بسیاری از مردم دیدگاهشان نسبت به دولت اصولگرایان تغییر یابد. مردم در ایران سه دسته اند: یک دسته عاشقان امام و انقلاب هستند که همیشه از نظام در هر شرایطی دفاع می کنند و حاضرند جان و مالشان را در راه آن بدهند و همیشه خود را بدهکار امام و انقلاب می دانند و در هر شرایطی بدون هیچ توقعی آماده جانفشانی و فداکاری در راه انقلابند و تابع موج جامعه نیستند و همیشه مذهبی و انقلابی هستند این گروه با آنکه در اقلیتند ولی با هدایت موج جامعه توانسته اند انقلاب را تا به حال حفظ نمایند. دسته دوم علاقه مندان به امام و انقلاب هستند. این گروه با آنکه علاقه مند به امام و انقلاب هستند ولی مثل گروه اول حاضر به جانفشانی و فداکاری در راه انقلاب نیستند. البته از آن حمایت می کنند در مراسمات و راهپیمایی ها و مساجد و هیاتها شرکت می کنند ولی در عین حال دنبال زندگی خود هستند و سعی می کنند آدمهای خوبی باشند. این گروه تابع موج جامعه هستند و موج جامعه به هر کجا رفت آنها هم حرکت می کنند. این گروه برخی اوقات خود را بدهکار نظام و برخی اوقات طلبکار از نظام می دانند به ویژه وقتی که در تنگنا قرار بگیرند. گروه سوم مخالفان  امام و انقلاب هستند که همیشه خود را طلبکار نظام می دانند و هر چه نظام به آنها یاری نماید نظرشان عوض نمی شود. اقدامات دولت دهم باعث ناامیدی گروه اول و نارضایتی گروه دوم و دشمنی بیشتر گروه سوم شد. گروه اول را از پیگیری اهداف انقلابی و اسلامی نا امید کرد گروه دوم را به دلیل حل نکردن مشکلاتشان ناراضی نمود و بهانه های بیشتری به گروه سوم داد تا با جرات و جسارت بیشتری وارد میدان شوند و نظرات خود را به صورت علنی بیان نمایند. در واقع این اقدامات اشتباه باعث گردید عموم مردم نسبت به کسانی که شعار ولایت پذیری و ساده زیستی و گفتمان انقلاب و اسلام دهند، تردید کنند. لذا هرکسی در انتخابات با این شعارها مطرح می شد فقط رای گروه اول را داشت و آراء گروه دوم و سوم را از دست داده بود. لذا یکی از علت های اصلی این شکست، احمدی نژاد و اقدامات او در دولت دهم بود که باید هم در دنیا و هم در آخرت نسبت به انزوای گفتمان انقلاب و امام در 4 سال آینده پاسخگو باشد. مثل احمدی نژاد مثل کسی بود که توپی را با دست خود بالا برد و بعد محکم به زمین زد. در این صورت آن توپ بیشتر ضربه خواهد خورد چون از ارتفاع بیشتری سقوط کرده است. احمدی نژاد گفتمان امام و انقلاب را در دولت نهم بالا برد ولی در دولت دهم محکم به زمین زد.

در این دوره سایر اصولگرایان هم نه تنها در راه حل این مسائل گام برنداشتند بلکه بنزین روی آتش ریختند . طبق فرمایش رهبری به جای اینکه به مسائل اصلی بپردازند به مسائل فرعی پرداختند. دشمن قد کوتاهی مثل مشایی آنقدر قدش بلند شد که در مقابل امام و ولایت فقیه قرار گرفت و همه مسائل به او ختم می شد و لج و لجبازی عجیبی حول او شکل گرفته بود. همین امر باعث غفلت از مسائل اصلی شد.

4-    غرور کاذب اصولگرایان:

در احادیث و داستانهای تاریخی داریم که خداوند کسانی را که تکبر می ورزیدند به سرعت تنبیه می کند. در این دوره اصولگرایان دچار غرور کاذب و باد خالی شدند. هر اقدام اشتباهی انجام می دادند و چون اصولگرا بودند خود را محق می دانستند و کسی هم به آنها معترض نمی شد. در صورتی که اگر همین اقدامات در دولت خاتمی انجام می شد با موج اعتراضات همراه می شد. وقتی که گروهی متکبر شدند و خودشان، خودشان را تعدیل و اصلاح نکردند و تقوای جمعی را کنار گذاشتند شکست قطعی است. جنگ احد و جنگ صفین شاهد مثالی برای این قضیه است. این نتیجه انتخابات نشان داد که خداوند با هیچ کس پسرخاله نیست. هر کس تکبر ورزد چوبش را خواهد خورد حتی اگر کسی باشد که مرید امام و انقلاب باشد و از شهداء بگوید. در این انتخابات خداوند باد اصولگرایان را که به دلیل اشرافیت مذهبی و گروهی شکل گرفته بود را خالی کرد و آنها را گوشمالی کرد و نشان داد که پیروزی همیشگی نیست و شرط و شروطی دارد.

5-     روحانی بودن آقای روحانی:

این تحلیل که 18 میلیون رایی که به آقای روحانی داده شد به معنای وجود 18 میلیون مخالف نظام در کشور است، تحلیل غلطی است. بنده از افرادی که در شهرها و روستاها به ایشان رای داده بودند وقتی می پرسیدم چرا به آقای روحانی رای داده اید می گفتند چون ایشان روحانی(ملبس به لباس روحانیت) است. این مساله نشان داد که علی رغم تخریبهایی که علیه روحانیت وجود دارد ولی مردم باز نسبت به روحانیون علاقه مندند و بیشتر از بقیه به آنها اعتماد دارند. امیدواریم که رییس جمهور منتخب هم طوری عمل کند که این اعتماد مردم به روحانیت روز به روز بیشتر شود و خدای نکرده طوری عمل نکنند که اعتماد مردم به روحانیت کمتر شود.

در این انتخابات درس بزرگی که سایر کاندیداها و هوادارنشان به بقیه آموختند درس قانون مداری و صبر بود که امیدست در انتخابات دیگر هم تکرار شود. این درس بزرگ اگر در سال 88 اجرا می شد کشور را دچار بحران نمی کرد و آن مسائل پیش نمی آمد.

به هر حال آقای روحانی رییس جمهور شد و طبق فرمایش رهبری ایشان منتخب مردم و رییس جمهور همه مردم ایران هستند چه آنهایی که به ایشان رای دادند و چه آنهایی که به ایشان رای ندادند. نکته دیگری که مقام معظم رهبری در سخنرانی اخیر خود فرمودند این بود که همه باید به این دولت کمک کنند. در این راستا همه باید بدانیم که همه سوار یک کشتی هستیم و باید در حد بضاعت خود کمک نماییم و از کارهای تخریبی و غیر اخلاقی  باید بپرهیزیم. بدانیم که این دولت، دولت یک شخص یا یک گروه نیست بلکه دولت مملکت اسلامی است و هر کسی تعلقی به این انقلاب و کشور دارد باید به وظیفه اش عمل نماید.

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo